ارزیابی طرح مسکن مهر رشت از منظر پیشگیری محیطی از جرم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین

2 دانشیار گروه حقوق دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین

چکیده

یکی از عوامل تسهیل کننده­ی بروز جرایم، عوامل محیطی به­ویژه مسئله مسکن در جوامع امروزی است. مسکن نامناسب میتواند با در اختیار قرار دادن فرصتهای مجرمانه، تسهیل­کننده­ی فرایند گذار از اندیشه به عمل و درنهایت محیطی ناامن با خطر بزهدیدگی بالا باشد. این نگرانی به­ویژه در مورد مجتمع­های مسکونی بسیار مشهود است. به همین دلیل، ضروری است مسکن مهر به­عنوان بزرگ­ترین طرح تاریخ عمران و شهرسازی کشور که زندگی ساکنان کثیری را تحت شعاع قرار داده است، از لحاظ قابلیت جرم­زایی و پیشگیری مورد سنجش قرار گیرد. در پژوهش حاضر مسکن مهر رشت با اصول کلیدی سه نظریه­ی پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، فضای قابل دفاع و پنجره­های شکسته یعنی قلمروبندی، نظارت و حفظ و نگه­داری تطبیق داده شده است و جهت اثبات یافته­های حاصل از بررسی­های نظری، بررسی­های میدانی نیز از طریق توزیع پرسشنامه و تهیه­ تصاویر صورت گرفته است. به­طور کلی، آمارهای بدست آمده از این پرسشنامه­ها حاکی از نارضایتی ساکنان، عدم دلبستگی اجتماعی و احساس ناامنی است که خود گویای مورد غفلت قرار گرفتن اصول شناخته شده­ی پیشگیری محیطی توسط متولیان پروژه­ی مسکن مهر، عدم مطالعه­ی جامع در امر مسکن و عدم بهره گیری از دانش جرمشناسان، روان شناسان محیط، شهرسازان و... است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analysis of Rasht Mehr Housing Project in Environmental Crime Prevention

نویسندگان [English]

  • Maryam Ghorbanpur Rasekh 1
  • Mohammad Ali Babaei 2
چکیده [English]

One of the facilitating factors of offence is environmental factor specially housing issue in contemporary society. Unsuitable housing can cause an insecure environment with high level of crime by preparing criminal opportunities. This anxiety is notable especially in case of public housing. So it is necessary to examine Mehr housing as the greatest project of the history of urban designing in Iran which has affected lots of lives, with the view of crime-proneness and prevention potential. In this study, Rasht′s Mehr housing was compared with the fundamental principles of three theories of CPTED, defensible space and broken windows i.e territoriality, surveillance and maintenance and to prove the theoretical findings, practical investigations have done through questioners and photos. Generally, the statistics imply that there are dissatisfactory, lack of enthusiasm and sense of insecurity which show the ignorance of known principles of environmental prevention by administrators of the project of Mehr housing, non-comprehensive study in housing issues and not using of the knowledge and skills of criminologists, environment psychologists, urban designer, etc

کلیدواژه‌ها [English]

  • Mehr housing
  • Crime prevention
  • Environmental design
  • Defensible space
  • Broken windows

احمدی، حبیب و عربی، علی (1391)، «بررسی رابطه­ی ساختار مناطق مسکونی با نرخ جرایم - مطالعه­ی موردی شهر کرج»، فصلنامه­ی مطالعات پیشگیری از جرم، شماره 22، ص 30-9.

پودراتچی، مصطفی (1376)، فضاهای بدون دفاع شهری، مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهری.

پورجعفری، محمدرضا؛ محمودی­نژاد، هادی؛ رفیعیان، مجتبی و انصاری، مجتبی (1387)، «ارتقاء امنیت محیطی و کاهش جرائم شهری با تاکید بر رویکرد CPTED»، نشریه بین اللملی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت، شماره 6، ص82-73.

تیلی، نیک (1393)، «برنامه­های نظارت همسایگی»، ترجمة مهدی صبوری­پور، دانشنامهبزهدیدهشناسیوپیشگیریازجرم، جلد دوم، چاپ اول، ص 851-844.

رحمت، محمدرضا (1390)، پیشگیری از جرم از طریق معماری و شهرسازی، چاپ دوم، تهران: انتشارات میزان.

ری نالد، دنیل (1393)، «پیشگیری از جرم از راه طراحی محیطی»، ترجمة شهرام ابراهیمی، دانشنامه بزهدیده شناسی و پیشگیری از جرم، جلد اول، چاپ اول، ص 321-315.

روزنامه اطلاعات (1393)، «مسکن مهر، بودن یا نبودن»، شماره 25898، ص7.

قورچی­بیگی، مجید (1386)، «نقش معماری و شهرسازی در پیشگیری از جرم (CPTED)»، پایان نامه­ی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه پردیس قم.

کلکوهن، ایان (1387)، طراحی عاری از جرم، ترجمه مهرداد رایجیان و حمیدرضا عامری سیاهویی، تهران: انتشارات میزان.

کی­نیا، مهدی (1370)، مبانی جرم شناسی، جلد دوم، چاپ سوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

لامپونیانی، ویتوریو مانیاگو (1381)، معماری و شهرسازی در قرن بیستم، ترجمه لادن اعتضادی، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.

محمودی جانکی، فیروز و قورچی­بیگی، مجید (1388)، «نقش طراحی محیطی در پیشگیری از جرم»، فصلنامه حقوق دانشگاه تهران، شماره 2، ص 368-345.

مرادی، فرزانه (1390)، «بررسی رابطه­ی وضعیت مسکن و ارتکاب جرم در آینده، مطالعه­ی موردی شهرستان اراک»، فصلنامه­ی مطالعات پیشگیری از جرم، شماره 21، ص 134-119.

معظمی، شهلا (1386)، «پیشگیری جرم شناختی»، فصلنامه پژوهشی تحلیلی آموزشی مجد، شماره اول.

میرخلیلی، محمود (1387)، «توسعه­ی شهرها و ضرورت پیشگیری وضعی از بزهکاری»، فصلنامه حقوق دانشگاه تهران، شماره 38، ص 316-297.

نجفی ابرندآبادی، علی حسین و بیگی، هاشم (1393)، دانشنامه­ی جرم شناسی، چاپ سوم، تهران: انتشارات گنج دانش.

نظریان، اصغر؛ زیاری، یوسف علی و خزاعی، نساء (1392)، «بررسی نظریات جرم شناسی محیطی در ارتباط با پیشگیری از بزهکاری در محیط های شهری»، مجله­ی پژوهش های علوم انسانی، شماره 21، ص 98-47.

Clarke, R. V. (1997), Rational Choice and Situational Crime Prevention, Ashgate.

Cozens, P.M, Saville, G, and Hillier, D, (2005), “Crime prevention through environmental design (CPTED), a review and modern bibliography”, Property Management, vol.23, 328-351.

Cozens, Paul, (2008), Crime Prevention through Environmental Design, in Wortley, Richard, Mazerolle, Lorraine, Environmental Criminology and Crime Analysis, Willan Publishing, first published, , 153-171.

Crowe, T., (2000), Crime prevention through environmental design, applications of architectural design and space management concepts,2nd ed,Butterworth-Heinmann, Oxford.

Gronland, B., (2000), Toward the Humans City for the 21st Century, Stockholm.

Moffat, R., (1983), “Crime prevention through environmental design, A management perspective”, Canadian journal of criminology, No 25,19-31.

Meyhew, P., (1986), Crime in Public View, Surveillance and Crime Prevention in Environmental Criminology, Edited by Brantingham, Beverly Hills, National Crime Prevention Institute Report.

Newman. O, (1973), Defensible space, people and design in the violent city, London, Architectural press.

Skogan, M., Maxfield, M, (1980), Reactions to crime Project Evanston, IL: Center for Urban Affairs, Northwest University.

Wekerle, M., Whitzman, R, (1995), Safe Cities: Guidelines for Planning Design and Management,Van Nostrand Reinhold, USA.

Wilson, J.Q and Kelling, G.L., )2006(,“A Quarter Century of Broken Windows”, American interest, September-October,No99,168-172.